
عشق تنها يک قصه است
در سطر اول آن ، تو از راه ميرسي و خاک بوي باران ميگيرد
در سطر دوم ، آفتاب ميشود و تو از درخت سبز سيب سرخ ميچيني
در سطر سوم ، زمين ميچرخد و مهتاب با رگبار هزار ستاره ميبارد
در سطر چهارم ، تو دستهايت را به سوي مغرب دراز ميکني
در سطر پنجم ، همه چيز از ياد ميرود و من به نقطهي پايان قصه خيره ميمانم
.
.
.
و عشق آغاز ميشود
...
:: بازدید از این مطلب : 1099
|
امتیاز مطلب : 76
|
تعداد امتیازدهندگان : 18
|
مجموع امتیاز : 18